Piczo

Log in!
Stay Signed In
Do you want to access your site more quickly on this computer? Check this box, and your username and password will be remembered for two weeks. Click logout to turn this off.

Stay Safe
Do not check this box if you are using a public computer. You don't want anyone seeing your personal info or messing with your site.
Ok, I got it
Back To Home Page
معاونت تحلیل وبررسی
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر همه اهل معرفت
توليد علم فعاليتی روشمند است.برای پيروزی در اين عرصه   روش شناسی کافی نيست و علاوه بر آن تمرين و تکرار و کاربرد عملی لازم است.

هدف ما :آموزش کاربردی روش توليد علم و پژوهش علمی و پايان نامه نويسی با تاکيد بر علوم اسلامی است.منظور از اين تاکيد آن است که شواهد و مصداق ها ومثال ها بيشتر از علوم مذکور برگزيده می شود.

مخاطبان ما :در درجه اول نسل جوان و بويژه دانشجويان گرانقدر هستند زيرا روحيه حق طلبی و آزاد انديشی و نيز توانايی توليد علم در بين آنها بيشتر و کاملتر است.

پژوهش علمی چيست؟

همه مردم در زندگی علمی و عملی خود برای حل مشکلاتشان   پژوهش می کنند اما هر پژوهشی را نمی توان علمی شمرد.

به نظر می رسد که می توان تفاوت اساسی پژوهش علمی را با سایر پژوهش ها در چند نکته مهم نشان داد. پژوهش های علمی به پرسش های ذیل به صورت روشن و منظم پاسخ می دهد:

۱-مشکل و سوال اساسی شما چیست؟(بیان مساله=تبیین سوال اصلی)



۲- آثار و فراورده هایی که دانشمندان دیگر تاکنون برای پاسخ به سوال و مشکل اصلی تولید کرده اند چگونه است؟(نقد و بررسی پیشینه تحقیق)

۳-چه جواب ها و راه حل هایی برای پاسخ به سوال اصلی و حل مشکل می توان فرض کرد؟(تبیین فرضیه اصلی و فرضیه های رقیب)

۴-شما الآن-بعد از بررسی اجمالی-کدام جواب و راه حل را برمی گزینید؟(انتخاب فرضیه اصلی)

۵-شما فرضیه اصلی را بر اساس کدام گزاره(گزاره ها)پذیرفته اید؟(پیش فرض ها=مفروض ها)

۶-روش شما برای جمع آوری اطلاعات کدام است؟(روش گردآوری اطلاعات)

۷-روش شما برای استنتاج و تجزیه و تحلیل اطلاعات کدام است؟(روش داوری درباره اطلاعات)

۸-شما سرانجام - بعد از بررسی و نقد فرضیه ها -به چه فرضیه ای رسیدید؟(فرضیه اصلی در پایان تحقیق=نظریه برگزیده)

۹-در پایان از تحقیق انجام شده چه نتیجه ای می گیرید؟(نتیجه گیری نهایی)

۱۰-برای تعمیق و اصلاح و بهبود پژوهش های علمی در آینده چه پیشنهاد(پیشنهادات)ی دارید؟(بیان پیشنهادات علمی"روشی و محتوایی"و اجرایی)
اولین دبیرخانه دائمی تولید علم و جنبش نرم افزاری در دانشگاه آزاد تشکیل شده است // در ابتدای راه نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری قرار داریم
معاون پارلمانی دانشگاه آزاد اسلامی گفت : دانشگاه آزاد قوی ترین و پرحجم ترین فعالیت را در بحث تولید علم و جنبش نرم افزاری داشته به طوری که گام های بزرگی در این زمینه برداشته است.
دکتر "کریم زارع" در گفتگو با خبرنگار دانشگاهی "مهر"، افزود: اولین کنگره نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری با همکاری چندین دانشگاه بزرگ دنیا در این دانشگاه برگزار شد. 10 همایش بزرگ   دیگر نیز در مناطق مختلف این دانشگاه برگزار شده است که نشان دهنده اهمیت بحث تولید علم برای مسئولین این دانشگاه است.

وی اظهار داشت: دانشگاه آزاد به عنوان اولین دانشگاه، دبیرخانه دائمی تولید علم و جنبش نرم افزاری را تشکیل داد و در همین راستا نمایشگاه دستاوردهای خود را نیز در مجلس شورای اسلامی برگزار کرد که مورد تقدیر و توجه مسئولان قرار گرفت.

"زارع" تاکید کرد: چاپ صدها مقاله اساتید و محققان دانشگاه آزاد در مجلات بین المللی و معتبر ISI و توسعه و پیشرفت پژوهش و اهمیت خاص مسئولان این دانشگاه به این مقوله نشان دهنده پیشرفت ها و فعالیت های روزافزون این دانشگاه در بحث تولید علم است.

معاون پارلمانی دانشگاه آزاد اسلامی در ادامه گفتگو با "مهر"، تحقیقات و فعالیت های انجام شده در زمینه نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری را کافی ندانست و افزود: علیرغم اقدامات فراوان انجام شده هنوز اول راه هستیم و اگر بخواهیم در این مسابقه جهانی موفق باشیم و از کشورهای دیگر عقب نمانیم باید تلاش بیشتری در این زمینه انجام دهیم.

وی تصریح کرد: پس از صحبت های مقام معظم رهبری در خصوص نهضت تولید علم و جنبش نرم افزاری، تلاش هایی در این زمینه انجام شد که باعث پشت سر گذاشتن کشورهای عربستان و مصر و ارتقا جایگاه ایران از مقام چهارم منطقه به مقام دوم شد. اما اگر بخواهیم با توجه به سند چشم انداز 20 ساله   قله های تولید علم را طی کنیم و به جایگاه برتر خاورمیانه دست پیدا کنیم باید تحقیق، پژوهش و فعالیت بیشتر در این زمینه انجام داد.

"زارع" گفت: تنها با ایجاد امکانات و جذب نخبگان و فراهم کردن امکانات پژوهشی و تحقیقاتی مناسب می توانیم دو رقیب جدی خود در خاورمیانه یعنی ترکیه و رژیم اشغالگر قدس را پشت سر بگذاریم.
عنوان مقاله: رنسانس اسلامی

گفتاری از حسن رحیم پور ازغدی

در این مجال، در باب وحدت حوزه و دانشگاه به ذكر چند نكته مختصر اكتفا می گردد.

اول ـ در سالهای قبل از انقلاب و سالهای سخت آغاز انقلاب، هدف گذاری برای ارتباط حوزه و دانشگاه و كیفیت این ارتباط، بسیار آسانتر و واضح تر بود. زیرا عبارت بود از كمی تفاهم اخلاقی، درك متقابل، رفع سوءظنها، آشنایی با علوم و شیوه كار یكدیگر و نزدیك شدن به هم در صفوف مبارزه با استبداد، ستم و امپریالیزم. آن تلاشها به ثمر نشست و آنها با كمك هم حاكمیتی را برانداختند و حاكمیت جدیدی را با اهداف و غایات جدید بنیانگذاری كردند. نسل دوم حوزه و دانشگاه در حراست از آن اهداف، طی دو دهة گذشته سرمایه گذاری كردند و در این راه نسبتا موفق بودند؛ گرچه ضعفهای مهمی هم داشتند.

بسیاری از مسایل، به خصوص در دو دهه گذشته به درستی حل نشد و علت آن هم روشن است: نظام سازی از براندازی نظام به مراتب سخت تر. دو سه بار انقلاب كردن، آسانتر از یك بار درست حكومت كردن است. بنابراین باید از میزان موفقیت نسل دوم حوزه و دانشگاه ارزیابی واقع بینانه ای به عمل آورد و نقاط قوت و ضعف نسل دوم حوزه و دانشگاه را از زمان پس از انقلاب، به درستی مرور كرد. امروز نوبت نسل سوم حوزه و دانشگاه است كه در دهه ای كه پیش رو داریم، در نهادینه كردن ارزشهای انقلابی و تكمیل پروژه وحدت، در سطوح بالاتری گام سوم را بردارند. این گام بسیار مهم و خطیر است و اگر به درستی برداشته نشود، همه زحمات نیم قرن گذشته دو نسل قبل بر باد خواهد رفت و عقبگرد وحشتناكی خواهیم داشت، كه معلوم نیست دوباره چه وقت قابل جبران باشد و شاید قرنها وقت ببرد. امام یكی دو بار می گفتند كه اگر ما شكست بخوریم و نتوانیم پرچمی را كه برداشتیم، درست در قله ای كه باید، مستقر كنیم چنان سیلی سختی به اسلام خواهند زد كه معلوم نیست تا چند قرن دیگر سر بردارد؛ چون صاحبان قدرت و ثروت جهان در یكی دو دهه گذشته زهر اسلام را چشیده اند و قدرت و پتانسیل عظیم اجتماعی آن را تجربه كرده اند. اگر نسل سوم حوزه و دانشگاه ـ كه مدیون زحمات و فداكاری های دو نسل هستند ـ نتوانند این پرچم را بالا نگه دارند، این سیلی را خواهیم خورد. نوع برنامه ریزی و هدف گذاری برای نسل سوم دانشگاه و حوزه، با آنچه كه وظیفه دو نسل قبل بود، در اصول مشترك است، اما در استراتژی و تاكتیك باید متفاوت باشد. چون ما وارد یك مرحله پیچیده تر و مهمتر از این برنامه شده ایم و باید آن را نهادینه كنیم. در این مرحله باید شعار ما این باشد كه: «ساده اندیشی نظری» و «راحت طلبی عملی» موقوف.

دوم ـ دانشگاه امروز با دانشگاه سی سال قبل و حوزه امروز با حوزه سی سال پیش، به كلی متفاوت است. با وجود آنكه نباید از نقاط منفی چشم پوشید، از نقاط مثبت هم نباید غافل بود. حوزه امروز، حوزه سی سال پیش نیست، پیشرفتهای بزرگی در حوزه اتفاق افتاده است. امروز صدها مؤسسه تحقیقاتی، صدها حوزوی اهل قلم و صدها روشنفكر آشنا با علوم جدید و اهل تفكر اجتماعی پدید آمده اند.

دانشگاه الان، دانشگاه سی سال پیش نیست. دانشگاه ما امروز به مراتب مردمی تر، زنده تر و دینی تر از دانشگاه قبل از انقلاب است. روح تحقیق و پیشرفت و علاقه به تولید علم و حضور در صحنه مشكلات اجتماعی در دانشگاههای ما زنده است. قلب دانشگاه، امروز با صدای بلند می تپد و قلب حوزه نیز. و همه آنهایی كه مرگ دانشگاه را آرزو می كردند و افول حوزه را، این آرزو را به گور خواهند برد. در عین حال، امروز همه ما و شما ناآرامیم و از وضع موجود ناراضی هستیم و باید هم ناراضی بود. لكن این نارضایتی به معنای انكار پیشرفتها نیست. بلكه به دلیل اهداف بلندتری است كه قرار بوده تعقیب بشوند و باید تعقیب بشوند و این دغدغه ای مقدس است كه باید حفظ شود. نباید ترسید، نباید مأیوس شد، نباید خسته و مردد شد، باید مصمم و جدی باشیم و به آینده بزرگتری كه باید ساخته شود، اندیشید.

سوم ـ اگر ما بتوانیم از تجربه «جامعه سازی جدید» كه الان درگیرش هستیم، موفق بیرون بیاییم، یك رنسانس دوباره ای در جهان اسلام و حتی سراسر جهان اتفاق خواهد افتاد. معمولا برای ساختن یك فرد، چند دهه وقت باید گذاشت، با این كه عمرش هم بیشتر از چند دهه نیست. اما پروژه پی ریزی یك جامعه جدید، چند دهه طول می كشد. واحد زمان در روز، «ثانیه» است، ولی واحد زمان در جامعه سازی حداقل «دهه» است. باید بگوییم چند دهه برای ساختن جامعه جدید و فرهنگ جدید كار كرده ایم. اگر ما بتوانیم در تجربه جامعه سازی دینی موفق شویم و این پروژه را درست پیش ببریم، پی ریزی ساختمان كامل این جامعه، چند قرن طول خواهد كشید. چنان كه دست كم 4 تا 5 قرن روی تمدن غرب كار شد تا به اینجا رسید. اگر ما این پروژه را درست پیش ببریم، بزرگترین پدیده هزاره اخیر اتفاق خواهد افتاد.

مسؤول اصلی این پروژه نسل سوم دانشگاه و حوزه و بخشهایی از حاكمیت هستند كه با سرنوشت حوزه و دانشگاه سر و كار دارند.

باید توجه داشت كه مانیفست تحول بزرگ جهان اسلام، به دست ما نوشته می شود و كوچكترین اقدام در این زمینه، زیر ذره بین تاریخ قرار خواهد گرفت. ملتهای بسیاری منتظرند از روی دست دانشجویان و طلاب، نسخه برداری كنند. ملتهای زیادی نظاره گرند كه جامعه و حكومت جدید در ایران، چگونه پیش می رود و در فاصله ده سال و بیست سال، از ما مو به مو تقلید خواهند كرد. همیشه جامعه هایی كه خط تاریخ را شكسته اند، با فاصله كوتاهی مورد الگوبرداری سایرجوامع قرار گرفته اند. امروز جوامع اسلامی دیگر در حال الگوبرداری از انقلاب ما و فداكاریهای نسل اول و دوم انقلاب هستند. اما باید كاری كنیم كه در دو دهه آینده، جوامع اسلامی بتوانند از روی پروژه حكومت و نحوه حكومت ما هم الگو برداری كنند. اگر نتوانیم انقلابی را كه در سطح جهان اسلام راه انداخته ایم، به سامان برسانیم و نتوانیم جایگزین مناسبی در برابر الگوهای ارتجاعی و الگوهای غربی ارایه دهیم، آن وقت تمام تلاشها و فداكاریها، به یأس مجدد جهان اسلام خواهد انجامید.

اگر ما نتوانیم جامعه جدید را درست بسازیم، همه ملتهایی كه به هوای انقلاب ما انقلاب كردند، در یكی دو دهه آینده مأیوس می شوند و در نیم قرن آینده وضع فلاكت بار تری بر جهان اسلام مسلط خواهد شد. جامعه جدید، جامعه ای است كه از زیر فشار عادات غلط و خرافی گذشته رها شود و درعین حال، به دام خرافات مدرن كه از طرف هژمونی غرب به ملتها تحمیل می شود، نیفتد.

حوزه و دانشگاه باید دائم بررسی كنند كه آیا جامعه ای كه می خواستیم بسازیم و می خواهیم بنا كنیم، همین است؟ تقریبا امروز همه مدیران كشور از كرسی های حوزه و دانشگاه وارد كرسی های مدیریتی می شوند. از این جهت، حاكمیت فرزند دانشگاه و حوزه است. هیچ وقت مانند امروز حلقه نظر وعمل به این صورت به هم نزدیك نبوده است كه تصمیمات دانشگاه و حوزه با فاصله كوتاهی وارد حاكمیت شود. این كه سرنوشت جامعه و نظام به جای پستوی مافیای ثروت و قدرت، در محافل علمی تعیین شود، نكته بسیار مثبتی است و در عین حال مسؤولیت آور است؛ تكلیف بزرگی است از طرف خدا و مردم كه بر دوش حوزه و دانشگاه نهاده شده است.

در دهه سوم باید كمتر كلی گویی كنیم. دهه سوم، دهه «جزیی گویی» است. دهه سوم دهه «دقت فكری» است. دقت در حرف زدن، در نقد كردن و پیشنهاد دادن. باید همان اصول دهه اول را پیگیری كنیم، اما انحصارا در آن حد نباید باقی بمانیم. حرفهای تكراری حوزه و دانشگاه در باب جامعه وحكومت ایده آل باید به ایده های جدید و اجتهادی و راهكارهای عملی و برنامه های عینی تبدیل شود. اگر حوزه و دانشگاه در پروژه تولید علم و تولید حرفهای جدید و طرحهای عملی شكست بخورند، حاكمیت شكست خواهد خورد.

ما در این شرایط اولا نباید امید خود را از دست دهیم اگر ما مثبت باشیم و مثبت بیندیشیم، حاكمیت مثبت خواهد بود و جامعه جلو خواهد رفت. ثانیا حوزه و دانشگاه باید به سمت عمل گرایی پیش بروند. طلبه و دانشجو در حوزه و دانشگاه نباید جدا از جامعه و بی ارتباط با مشكلات عینی مردم و حاكمیت مطالعه و مباحثه كنند. در روایات ما از علم به طور مطلق دفاع نشده، بلكه مدام از علم نافع و مفید بحث شده است و گفته اند از خدا علم نافع بخواهید. علم نافع یعنی علمی كه به كار امت بیاید. علمی كه در تأمین حقوق بشر كمك كند، علمی كه آزادی و آگاهی و آبادی را برای جامعه به ارمغان آورد، علمی كه به درد دنیا و آخرت مردم بخورد و منجر به عمل گردد. طرح جامع ما برای نیم قرن آینده حكومت و جامعه بایدمعلوم باشد و سیر علوم، تحقیقات، موضوعات و مطالعات حوزه و دانشگاه باید بر این اساس جهت پیدا كند. حوزه و دانشگاه متأسفانه با همه ظرفیت خود پای كار نیامده اند. می توان گفت كمتر از 15 یا 20درصد ظرفیت دانشگاه وحوزه در مسیر حل مشكلات حكومت و جامعه فعال شده است.

نظام باید حوزه و دانشگاه را در جریان مشكلات عینی كشور قرار دهد و از آنها مطالبه پاسخ بكند و دانشگاه و حوزه را در حوزه تخصص خودشان درگیر كند. همه تحقیقات علمی ما اعم از تجربی، علوم پایه، مباحث فلسفی، عقلی، نقلی، فقهی، كلامی و اخلاقی، همه باید پای كار جامعه حاضر باشند.

ثالثا مراقب باشیم كه بدنه اصلی دانشگاه و حوزه آلوده به مسایل فرعی و حاشیه ای و دعواهای حزبی و فحاشیهای ژورنالیستی و چاقوكشی های روزنامه ای نشود و آن انرژی كه باید به كار مردم و محرومین بیاید، در این جبهه ها هدر نرود.

چهارم ـ امروز باید به راهی میان طالبانیزم و سكولاریزم بیندیشیم. به راه سومی میان سلطنت سنتی و دموكراسی غربی بیندیشیم؛ راه سوم میان انزوای رهبانی شرق و شهوت پرستی غرب؛ راه سوم میان فقر مفرط و سرمایه داری افسار گسیخته و راه سومی میان تحجر و قشری گری و واپس گرایی با تقلید و ترجمه و غرب پرستی. راه سوم، راه خلاقیت، اجتهاد و نواندیشی در عین اصالت خواهی، و اصول گرایی و ارزش محوری است. راه سوم راه اخلاق گرایی بدون ریاكاری و ظاهرگرایی است، راه عمل گرایی بدون عمل زدگی و پراگماتیزم و راه نواندیشی و روشنفكری بدون بدعت گذاری و ارتداد است. راه اصول گرایی بدون قشری گری و بنیادگرایی، راه آزاداندیشی بدون اباهی گری و شكاكیت، راه گفتگو و مباحثه بدون لجاجت و بی ادبی،راه برادری و رحمت بدون كلیشه ای شدن و راه مردم گرایی و مردم سالاری بدون عوام زدگی و عوام فریبی است، راه سوم، راه تفاهم و حسن ظن بدون استبداد و در عین اختلاف نظرها، راه قانون گرایی بدون عدالت ستیزی است، راه آزادی بدون هوچی گری و هرج و مرج طلبی و راه دفاع از امنیت بدون سركوب آزادیهاست.

این راه، راهی است كه باید ابتدا نخبگان ما در حوزه و دانشگاه آن را از حیث تئوریك هموار كنند و همه گرایشهای اسلامی و وفادار به قانون اساسی، این مسیر را طی كنند.

http://www.aviny.com