Piczo

Log in!
Stay Signed In
Do you want to access your site more quickly on this computer? Check this box, and your username and password will be remembered for two weeks. Click logout to turn this off.

Stay Safe
Do not check this box if you are using a public computer. You don't want anyone seeing your personal info or messing with your site.
Ok, I got it
Back To Home Page
sience
چكيده : از آنجائيكه نحوه تامين مالي و تعيين شكل ساختار سرمايه يكي از مهمترين وظايف مديريت مالي مي‌باشد و در تعيين ارزش شركت نقش اساسي دارد و از طرف ديگر ريسك يك عامل مهم در تصميمات سرمايه‌گذاري در بازار بورس است . در اين تحقيق تاكيد بر مطالعه رابطه بين ساختار سرمايه و ريسك سيستماتيك سهام در بازار بورس تهران گذاشته شده است . ابتدا بازده شركتها به دو دسته تقسيم شده، بازده سهام شركت اهرمي و بازده سهام شركت غيراهرمي. بازده سهام غيراهرمي همان بازده واقعي سهام در بازار است اما بازده سهام غيراهرمي با استفاده از بازده سهام اهرمي و استفاده از مدل (MM) محاسبه گرديد. بعدا با توجه به بازده شركت و بازده بازار ريسك سهام اهرمي و ريسك سيستماتيك سهام غير اهرمي براي شركتهاي موجود در نمونه محاسبه شد. سپس به بررسي رابطه بين ساختار سرمايه و ريسك سيستماتيك پرداخته شده و براساس اين مطالعه نشان داده شد كه ميانگين بتاهاي غيراهرمي كوچكتر از ميانگين بتاهاي اهرمي مي‌باشد. يعني با استفاده بيشتر از اهرم (بدهي) ريسك سيستماتيك سهام شركت در بازار بالاتر مي‌رود. در مرحله بعد به بررسي اين امر پرداخته شده، كه آيا تبديل بازده سهام اهرمي به بازده سهام غير اهرمي با استفاده از فرمول (MM) در بازار بورس اوراق بهادار تهران معتبر است يا نه. براساس تئوري (MM) شركتهاي موجود در يك طبقه ريسك تجاري بدون وجود تنوع اهرم مالي آنها بايد داراي بازده يكسان باشند. ما براساس مدل قيمت‌گذاري دارائي‌هاي سرمايه‌اي نتيجه گرفتيم كه در اينصورت بتاهاي سهام غيراهرمي نيز بايد منسجم‌تر از بتاهاي اهرمي در يك صنعت (طبقه ريسك) باشند. براي اثبات ادعاي فوق ابتدا اعتبار گروههاي صنعت موجود در بازار بورس بعنوان طبقه ريسك تجاري و وجود پراكندگي كافي اهرم مالي در يك صنعت مورد آزمون قرار گرفته و هر دو مورد پذيرش قرار گرفتند. سپس پراكندگي بتاهاي غيراهرمي، با پراكندگي بتاهاي اهرمي با استفاده از تحليل انحراف معيار دو جامعه مورد مقايسه قرار گرفته شدند. با توجه به ارقام بدست آمده، انحراف معيار سهام غيراهرمي كوچكتر از انحراف معيار سهام اهرمي در هر صنعت مي‌باشد اما با استفاده از آزمون مقايسه انحراف معيار، اختلاف معني‌دار بين انحراف معيار دو جامعه در داخل يك صنعت ، فقط براي دو صنعت مورد پذيرش قرار گرفت و براي سه صنعت رد گرديد. به همين خاطر يك تست ديگري نيز روي فرضيه دوم انجام گرفت و آن استفاده از آمارهء F بود. مشاهده گرديد كه F محاسبه شده براي بتاهاي غيراهرمي در بين صنايع بزرگتر از F محاسبه شده براي بتاهاي اهرمي مي‌باشد. مفهوم ضمني تست فوق، اين است كه پراكندگي بتاهاي غيراهرمي در داخل صنعت كوچكتر از پراكندگي بتاهاي اهرمي در داخل صنعت مي‌باشد. بنابراين با توجه به تست فوق و نتايج آن، اعتبار تئوري (MM) در بازار بورس نيويورك بين سالهاي 1947 تا سال 1966 بدست آورد.
ساير آثار از : شهيدي، محمدنقي